از تو که می نویسم

از تو که می نویسم
جملاتم بی اراده عاشقانه می شوند
شعرمی شوند
تمام احساسم روی کاغذ می دود
ومن هرآنچه ازتو میخواهم می نگارم،
تو میخوانی
اول کمی مکث میکنی و بعد لبخند می زنی
میدانم...
دیدگاه ها (۱)

دلبری‌هایت دلم را برد تا دلبر شوی چادرت باعث شده امروز زیبات...

حال من خوب است اما با تو بهتر می‌شوم‌ آخ‌... تا می‌بینمت یک ...

مردی از خانه ای که در آن سکونت داشت زیاد راضی نبود ، بنابرای...

چقدر دوست دارم با خیال راحت … یک نفس عمیق بکشم … نفسی که پر ...

دستت رو به سمتش دراز کردی تا نامه رو بگیری. برخورد، و لمس نا...

#دختر_قمار_بازSeason : ¹Part : ²⁸ویو اِلا___اون جمله هنوز تو...

سناریو بلولاک/قفل آبی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط