پارت 5=

پارت 5=

ویو کلارا:*به سمت سدریک رفتم و با فاصله از او ایستادم*♡سلام، متاسفم که دیر شد، میشه موضوع پروژه رو بهم بگی؟سدریک تعجب کرد که من نمیدونم ولی لبخند زد•موضوع تحقیقمون درباره«وریتا سرم/سرم حقیقت»است.♡خب من کمی درباره مواد لازم این میدونم مینویسم و بهت تحویل میدم تو هم درباره تاثیرات این معجون بنویس•اوه... اوکی *سدریک با قدم های آرام اینجا را ترک کرد، حس کردم که او ناراحت شد و میخواست حرف بزنه ولی اهمیت ندادم و به سمت دفتر دامبلدور رفتم،راهرو های زیادی رو طی کردم، از پلکان متعددی عبور کردم،و بلاخره به جلوی دفتر دامبلدور رسیدم، به آرامی در زدم،صدای دامبلدور از بیرون در قابل شنیدن بود،او صدایی مهربان و لطیف داشت که برای من آرامش بخش بود*•بیا داخل، خانم مگنس.*در را به آرامی باز کردم و بعد از بستن در، وارد شدم*♡چطور فهمیدید؟ •خب... من یک جادوگرم، میدونی؟*خندیدم*♡بله حتما•لطفا بشین و راحت باش*به مبلمان راحتی رو به روی اشاره کرد،با آرامش به سمت یک مبل دو نفره رفتم و در گوشه ای نشستم*•حرفت رو بزن*آماده حرف زدن بودم که ناگهان در باز شد و یک جن خونگی با لوسیوس وارد شدند،لوسیوس عصبانی بود و با دیدن من حتی توجه کوچکی نشان نداد*
دیدگاه ها (۰)

پارت 4:ویو کلارا=وارد کلاس شدم و روی نیمکتم نشستم و منتظر پر...

پارت 3=ویو کلارا: دست دراکو رو کشیدم و به سمت درختی که متیو ...

my bark princess

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط