بدین امید شد اشکم روان ز چشمه ی چشم

بدین امید شد اشکم روان ز چشمه ی چشم

که سرو من به لب جویبار می آید!!

💕
دیدگاه ها (۱)

چشمانت راببند،آسوده بخواب!من برای با تو بودن هابیداریها کشید...

اسم‌اش را هرچه دوست داری بگذارعشق، دلتنگی؛ اما من دیوانه‌ی ت...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

مرا این حکایت  ز سودای توست ..خماری و ، مستی ، ز صهبای توست ...

اگر به مذهب تو خون عاشق است مباحصلاح ما همه آن است کان تو را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط