«هر شب به هم می ریزد از حالِ تو احوالم»

«هر شب به هم می ریزد از حالِ تو احوالم»
حالم به هم خورده از این بد حالیِ حالم
وقتی که از جمعِ من و تو ،یک به جا مانده
از خود گریزان می شوم ، بد حال می نالم
هرگز کسی جایِ تو را در من نمی گیرد
من عاشقِ عشقِ توأم، تنها تویی فالم
«بعد از تو از اشعارِ من تابوت می روید»
می پاشم از هم بی تو، بی عشقِ تو پامالم
ای کاش وقتِ مرگ در آغوشِ تو باشم
چون در نهایت، لا اقل آن لحظه خوشحالم
دیدگاه ها (۴)

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش اول_بله، به تو احتیاج دارم. زیرا تو تنها ک...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط