اهوی من

اهوی من
پارت ۸۷

رفتم در وا کردم ک اراد بوسم کرد بقیه پسرا امدن نشسته ان

اهو:خب به مناسبت امشب اینک باید اراد حدس من بچه هامون چنده تان میدونم مزخرفه ولی یک بهونه برای دورهم بودن بود
اراد:خبب‌ ۳تان بچه ها
اهو:وایسا اینجوری نباید بگی برات ۱۵ تا باکس درست کردم که تو این ۱۵ تا فقط یکش تعداد بچه هامون نوشته تو باید بچه ها هر عددی ک بگن رویی هرباکس نوشتم عدد هارو بعد در اون باکس وا میکنی تو این باکس بجز اون کلی چیز هست حالا برو شروع کن

اراس اولین عدد میگ ۷ 
اراد باکس شماره ۷ باز میکنه وتوش خالی بود
ارسلان:۱۳ رو باز کن
اراد دوباره باکس وا میکنه و تو صورتش رنگ میپاشه
الیس:۱۰
اراد باکس ۱۰ رو وا میکنه و توش پنچ تا شیشه شیره

اراد از خوشحالی گریه میکنه و یادش میره رو الیس بغل میکنه ک اهو ناراحت میشه میره تو اتاق

(اهو)
بعد این ک شماره باکس الیس گفت و درست بود اراد رفت اونو بغل کرد بلند شدم نشستم تو اتاق ک اراد امد پیشم امد بغلم کنه ک هولش دادم

اهو:من زنتم من قراره برات بچه بیارم اونو بغل میکنی
اراد:حواسم پرت شد فدات شم نکن این شب قشنگ خراب نکن گوه خوردم اخه یک خونشام دیدی گوه بخوره نبوده دیگ ببشید اهو من خوشگل من مامان اینده ببخشید
اهو:باشه (باناراحتی)
اراد:اگه بخشیدی چرا هنوز درهمی؟
اهو:دلم برای پارسا تنگ شده نمدونم چش شد ک این کارو کرد فقط میدونم ک دلم براش تنگ شده
اراد:اون شیطان اهو کارش همینه وابسته کنه ول کنه دعوا کنه همه رو به جون هم بندازه ادم هارو به کار بد تشویق کنه اون از جنس تو و جنس من نیست ما خونشام هایم ادم خوبی نیستیم ولی یاد گرفتیم کسی ک وابسته ات شده رو هیچ وقت ترک نکنی من هزارساله دارم زندگی میکنم ادم هایی دیدم ک به دست پارسا بد شدن رابطه هایی دیدم ک بازم پارسا خرابشون کرده چون اون یک شیطانه وقتی عاشق انا شد من اون موقع صدسالم بود یادمه تو جهنم تو بهشت خدایان همههمه شده بود همه جا داشتن درمورد اون موضوع صحبت میکردن جوری شده بود ک مردم کار زندیگشون گذاشته بودن کنار فقط فقط دنبال این بودن ک اخرش چی میشه سرنوشت همه چیزو عوض کرد پارسا شد ادم خوبه انا شد ادم بده چرا چون انا تهمت خیانت زدن همه گفتن ک این بچه ک تو شکمش مال پارسا نیست

اسلاید دوم لباس اهو
اسلاید سوم لباس بهار
اسلاید چهارم لباس الیس
اسلاید پنجم لباس اراد
اسلاید ششم لباس ارسلان
اسلاید هفتم لباس اراس
اسلاید هشتم انا
🫀
دیدگاه ها (۱)

اهوی من پارت ۸۸ اراد:ولی اون بچه مال پارسا بود انا خیلی افسر...

اهوی من پارت ۸۹(اهو)چشامو وا کردم ک تو بغل اراد بودم اراد:بی...

اهوی من پارت ۸۶ (اهو) همون جا به یک ساعت نکشید از خونه زدیم ...

اهوی من پارت ۸۵ با سرعت رفتم تو اشپزخونه ک دیدم گلدون روی دس...

شاید در دنیایی دیگر

من بخاطر اون احمق ها گریه نمیکنم ، بخاطر توعه ، من بخاطر تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط