می آید...

می آید...
نمی آید...
نمی آید...!
و باز همان بازی همیشگی ...
گل ها یکی یکی پر پر میشوند ،
و گلبرگ‌ آخر به نیامدن تو ختم میشود!
شبنمِ روی گلها نشانه ی اشکهایم است،
تا راهی بسازد برای رسیدنت،
و...
شاید هق هق من،شعر ناگفته ای شود برای
هوای سرد چشمهایت
می دانی؟
گلبرگ ها ناشی بودند
وگرنه تو از اول هم دوستم نداشتی !
دیدگاه ها (۳)

یه جمله بگو بنویســـم

یه جمله یادگارےبنویس!!!!

وضعیتت کدوم یکے ازاینهاس؟؟

تو را دوست دارمبیشتر از نوشتنِ آخرین سطرِ مشق‌هایِ مدرسهبیشت...

📌 امانت‌داری در خبر؛ راهی به سوی حقیقتخداوند در قرآن کریم می...

"صاحبدلی" روزی به "پسرش" گفت: برویم زیر "درخت صنوبری" بنشینی...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط