روزی دو مسیحی خسته وتشنه در بیابان گم شدند

روزی دو مسیحی خسته وتشنه در بیابان گم شدند

ناگهان ازدور مسجدی را دیدند

دیوید به استیو گفت:

به مسجد که رسیدیم من می گویم نامم امین است
وتو بگو نامم محمد است

استیو گفت: من نامم را به خاطر آب عوض نمیکنم

به مسجد رسیدن ملا گفت:

نامتان چیست؟

یکی گفت نامم استیو است ودیگری گفت نامم

امین است.

ملا گفت: برای استیو آب بیاورید

وتو امین جان، جونت بیاد بالا الان که ماه رمضانه

باید تا افطار صبر کنی!!!!!

ههههههه
دیدگاه ها (۳۹)

مطلبی بسیار جالب !روزی دو مسيحی خسته و تشنه در بيابان گم شدن...

روزي دو مسيحي خسته و تشنه در بيابان گم شدند.ناگهان از دور مس...

روزى دو مسيحي خسته و تشنه در بيابان گم شدند.ناگهان از دور م...

روزي دو مسيحي خسته و تشنه در بيابان گم شدند.ناگهان از دور مس...

روزی دو مسیحی خسته و تشنه در بیابان گم شدند ناگهان از دور مس...

روزي دو مسيحي خسته و تشنه در بيابان گم شدند .ناگهان از دور م...

روزى دو مسيحى خسته و تشنه در بيابان گم شدندناگهان از دور مسج...

روزی دو مسیحی خسته و تشنه در بیابان گم شدندناگهان از دور مسج...

شنبه95/3/15ساعت12:08حکایت جالب تغییر نام:روزی دو مسیحی خسته ...

روزی دو مسیحی خسته و تشنه در بیابان گم شدند.ناگهان از دور مس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط