پدرش بهش گفت؛

پدرش بهش گفت؛
اين ١٠٠٠ تا چسب زخم رو بفروش تا برات كفش بخرم...
بچه نشست با خودش فك كرد، يعني بايد آرزو كنم ١٠٠٠ نفر يه جايشون زخم بشه تا من كفش بخرم!!!
ولش كن همين خوبه...
*******بسلامتي قلب پاك ومهربونش******
دیدگاه ها (۱)

رمان عشق ممنوع

انتقام یا عشق

پارت ۱۶۳.۲.۱.اکشننننن🐺🦷پدر عسل چند ثانیه بهش خیره موند و بعد...

Intertwined fate of two enemies-part 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط