یکشب احوال مرا ، در دفتر شعرم بخوان

یکشب احوال مرا ، در دفتر شعرم بخوان
حال من در شعرهایم ، خوب معنا می شود
دلخورم از دست تو ، دیگر نمی خواهی مرا؟!
قامتم دارد از این جور و جفا ، تا می شود
غرق در افکار تو هستم ، تو اما بی خیال
آخر از دست تو ، این دلداده رسوا می شود
هر زمان ، وقتی نگاهت می کنم با اشتیاق
راز چشمان سیاهت ، فاش و افشا می شود
چشم می بندم ، تو را می بینم و درخاطرم
صورت ماه تو از آن دور ، پیدا می شود
انتظارت می کشم ، امشب بیا در خلوتم
چون بیایی ، هرچه باشد با تو زیبا می شود
دیدگاه ها (۳۶)

در کنار من بمان ، دردم مداوا می شودبا کلید عشق تو ، قفل دلم ...

در کنار من بمان ، دردم مداوا می شودبا کلید عشق تو ، قفل دلم ...

💚💛💚در کنـارِ مـن بمـان ، دردم مـداوا می شودبـا کلیـدِ عشقِ ت...

شده هرگز دلت مال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟نگاهت سخت دنبال ِ ک...

آقا جان سلام!هر صبح که خورشید طلوع می‌کند، با یاد و امید تو ...

شعرهایی از رفیق صابر

این مناظره شعری با شعر ” آزار ” سیمین بهبهانی شروع می شود : ...

داستان ،کوتاه ،وخواندنی ،و آموزنده برای ،گروههای ،مذهبی ،کان...

🎶🎶🎶🎶🎶🎶مَن اگر روزی بخواهَم، عشق نقاشی کنمیک‌طرف دل؛ یک‌طرف ا...

طولانیه اما بخونید بسیار زیباس ● مشاعره ای بسیار جالب و در ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط