بعد از تو قلبم سست شد با یک تکان افتاد

بعد از تو قلبم سست شد با یک تکان افتاد
سیاره ای دیوانه وار از کهکشان افتاد

چاقو برای خودکشی راه قشنگی نیست
وقتی شبی از چشم هایت می توان افتاد

من ظاهرا ویران نبودم بعد تو اما
پیراهنم را باز کردم، استخوان افتاد

برداشتم تا قاب عکست را زمین لرزید
دیوارهای خانه مان هم ناگهان افتاد

دیر آمدم پاییز شد، لبخند تو خشکید
یعنی که دیگر بوسه هایت از دهان افتاد

سنگینی هر دو جهان بر شانه هایت بود
وقتی که افتادی پس از تو آسمان افتاد
دیدگاه ها (۳)

زمستان بود و بی تابی، دلم جایی فدایی شدنفس در سینه خشکش زد،...

بی‌وفایی می‌کنی من هم تماشا می‌کنمفرصتی تازه برای گریه پیدا ...

امشب به یُمن ِدیدنت قفل ازدلم وا میکنمجشنی به استقبال ِتو در...

نفسم باش مرا چون تو کسی نیست عزیزشهر خالی ست مرا همنفسی نیست...

سایه ای در راهروهای نقره ای

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۰

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³¹جونگکوک از اسکله دور شد....

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 100✦...................

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۵: وقتی پادشاه رسیدصدای چند ماشین همزمان ...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت ششم: بیداریِ تلخ در قفسِ طلاوق...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط