درمن ریشه کرده ای

درمن ریشه کرده ای
اسمت که می آید
گونه هایم گل می اندازند
خندهایم
شکوفه می دهند
دیدگاه ها (۲)

لعنت به من که ازتونوشتم غزلغزلحالا کسی نمانده که دیوانه ی تو...

خوانده ام ازچشمهایش دوستمدارد ولیازدلش تامی رسد برلب مهارشمی...

دلم دردست اوگیراستخودم ازدست اودلگیرعجب دنیای بیرحمیدلم گیرا...

باید باید بایددیوانه واردوست بدارم کسی راکه مثل هیچکسنیست...

"گل‌ها" یاد می‌دهند:هیچ شکوفه‌ایهمیشگی نیست...

"گل‌ها" یاد می‌دهند:هیچ شکوفه‌ایهمیشگی نیست...

دلم یک فقره دیوانه می‌خواهدکه بیاید و با هم برویم سراغ تمامد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط