فقط میخواستم در کنارش باشم

فقط میخواستم در کنارش باشم
همیشه در هاله ی او در پرتو او تا آخر عمر .
غیر از این هیچ نمیخواستم
نه عشق نه مهربانی، نه حتی نگاهش.
همین که بود همین که میتوانستم او را ببینم کافی بود.
حالا می فهمم که همین آرزو خودش بزرگترین قمار زندگی ام بود...
.
.
«روح و جسمش را چنان دوست داشتم که گویی وجودش ضرورت هستی من بود.»
دیدگاه ها (۰)

مستم زِ خیال او ؛من با وِی و وِی بی من ..

یک چیز را هرگز نتوانستید از ما بگیرید ؛حافظه مان را .ما فرام...

تو زیبایی اما نه به زیبایی احساسی که به تو دارم تو خواستنی ه...

شوق دارم بشوم غرقِ گناهی که تویی.....این کالبد کالدر فصل عری...

هرکسی امیدی دارد مجادله ای از دست داده ای دردی و اندوهی چرا ...

میدونی فرق تو با دلار چیه؟فرقی ندارینهردوتون روز به روز داری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط