می دانم که کامل نیستم، آدمی معمولی ام. چهره ای شگفت انگیز

می دانم که کامل نیستم، آدمی معمولی ام. چهره ای شگفت انگیز و شکمی صاف ندارم. گاهی اوقات بستنی می خورم و عاشق هله هوله هستم. پیژامه ام را می پوشم و در بیرون از خانه آرایش چندانی نمی کنم. گاهی ظاهرم بهم ریخته است. من اشتباه می کنم. بد اخلاق می شوم و دیوانه بازی در می آورم. گاهی حرف های نادرست می زنم. اما تظاهر به آدمی که نیستم نمی کنم! من همانی هستم که هستم، دوستم داشته باشی یا نه، نمی توانی مرا تغییر دهی.
دیدگاه ها (۱)

نمیدونم چجوری؛نمیدونم کِیولی میدونم که میتونم..! #💪

اره من میترسم....از متاهل شدن...از زندگی مشترکاز اینکه مثل خ...

چقدر دلم می خواهد معشوق مردی باشم که لبخندش وسیع و مهربان با...

داستان سهراب و پریسا نوسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط