ش مثل شین آباد
ش مثل شین آباد
قصه از آن جا شروع شد که در شمال غرب ایران دخترانی زیبا چون فرشته متولد شدند، ده سال گذشت و مادرانشان هر روز به انتظار خوشبختی دختران چون غزالشان دعا میکردند و هر صبحگاه و شامگاه دستان کوچک دخترکانشان را در دست میگرفتند و برای به بار نشستن این دست ها، دست نیاز به درگاه یگانه خالق بی همتا بلند می کردند و پدران، هر روز به دخترشان وابستهتر می شدند و دختران باباییتر.
دختران قصه ده ساله شدند و به کلاس چهارم رفتند تا بر روی نیمکت هایی بنشینند که قرار بود خانم معلم به آنها درس زندگی با تمام مشقتهایش، صبر به اندازه وسعت اش، عظمت خدا و عشق را بیاموزد؛ گویی این دختران قرار بود به یکباره با دنیا و تمام سختی ها و جفایش آشنا شوند.
#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
قصه از آن جا شروع شد که در شمال غرب ایران دخترانی زیبا چون فرشته متولد شدند، ده سال گذشت و مادرانشان هر روز به انتظار خوشبختی دختران چون غزالشان دعا میکردند و هر صبحگاه و شامگاه دستان کوچک دخترکانشان را در دست میگرفتند و برای به بار نشستن این دست ها، دست نیاز به درگاه یگانه خالق بی همتا بلند می کردند و پدران، هر روز به دخترشان وابستهتر می شدند و دختران باباییتر.
دختران قصه ده ساله شدند و به کلاس چهارم رفتند تا بر روی نیمکت هایی بنشینند که قرار بود خانم معلم به آنها درس زندگی با تمام مشقتهایش، صبر به اندازه وسعت اش، عظمت خدا و عشق را بیاموزد؛ گویی این دختران قرار بود به یکباره با دنیا و تمام سختی ها و جفایش آشنا شوند.
#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
- ۷۴۳
- ۱۵ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط