پارت۱۹

پارت۱۹
رمان: عشق پردردسر
یک هفته بعد......
عمر: دوروک پول بده بعد میتونی بیای عروس رو ببینی دوروک: یک ساعته منو اینجا نگه داشتین بیا اینم پول بزار بیام داخل الجان: به من ندادی دوروک: بخاطر عشقم هر کاری میکنم اینم برای تو حالا برو کنار عمر و الجان: بفرما میتونی بری دوروک: اوووف خدایا شکرت خب حالا شما برید کنار چون میخوام عروسمو ببینم سارپ: به منم پول بده دوروک: اووف باشه برک: من! دوروک: دیگه از تو توقع نداشتم بیا اینم برای تو تولگا: من! کادیر: من! دوروک: بفرما اخه من نمیدونم وقتی شما اینجا هستید دیگه چرا عمر و الجان جلوی در از من کلی پول گرفتن عمر: حقته😂 دوروک: اوووف خب دیگه میتونم برم سارپ: نه پول برای من کمه دوروک: سارپ من به تو ۵هزار لیر دادم سارپ: شوخی کردم برو بفرما دوروک: دخترا حتما شما هم میخواین پول بگیرین ایبیکه: نه برو اسیه: دوروک خوشکل شدم دوروک: زیبا بودی زیبا ترم شدی اسیه: مرسی
چند دقیقه قبل......
دیدگاه ها (۲)

پارت۲٠رمان: عشق پردردسرعاقد: شما اسیه ارن بدون هیچ زور و اجب...

پارت۲۱رمان: عشق پردردسراسیه: خب نباحت خانم همش با من با مهرب...

پارت۱۸رمان: عشق پردردسر خونه ارن ها(ولی) اسیه: بابا و مامان ...

پارت۱۷رمان: عشق پردردسراسیه: مامانم و بابام اشتباه کردن که ه...

خب داداشا من خیلی خوب نتونستم خودمو معرفی کنم ولی امشب وقته ...

سناریو:وقتی با کارتش یه عالمه فقط برای خودت خرج می‌کنی...بنگ...

پارت7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط