پارت ۵

پارت ۵
تهیونگ. سریع برو لباساتو رو عوض کن
ات. چشم ارباب
ات رفت لباساشو رو عوض کرد د رفت غذا درست کنه-
ویو ات
داشتم تو غذا فلفل می‌ریختم که دستم لرزید د زیاد ریختم از فلفل بار برداشتم ولی بازم یکم تند بود. غذا رو آماده کردم و میزو چیدم تهیونگ رو صدا زدم تا بیاد غذا بخوره
تهیونگ ویو
داشتم کارای مربوط به بند رو انجام می‌دادم که ات صدام زد و گفت بیام ناهار بخورم .
به نظر میومد غذای خوشمزه ای باشه داشتم غذا میخوردم که احساس کردم بدنم و دهنم داره میسوزه دقت که کردم دیدیم غذا خیلی تنده
تهیونگ. ات بیا اینجا سریع
ات. بله ار...با.ب
تهیونگ. تو داخل غذا چرا انقدر فلفل ریختی ...عربده
ات.بخدا حواسم نبود دستم لرزید و زیاد ریختم تو غذا ازشم درآوردم ولی بازم یکم تند شد .ترسیده
تهیونگ. آها یکم تند شد الان حالی میکنم که چقدر تند شده .عربده
ویو تهیونگ
از موهاش گرفتن و بردمش تو اتاق شکنجه و ۴۰۰تا زربه شلاق زدمش که یهو از دهنش خون آمد و بیهوش شد
سریع بلدش کردم وبرداشت تو اتاق و دکتره شخصیمو خبر کردم آمد و ماینش کرد آمد بیرون رفتم سمتش
تهیونگ. حالش چطوره
دکتر . متاسفانه ایشون .......
بچه ها اگه این فیک بده بگید که دیگه دامه ندم
و به فیک جدید شروع کنم لطفا بگید❣️
دیدگاه ها (۱۵)

پارت۶دکتر . متاسفانه ایشون ضربه بعدی به شکمشون ضربه خورده و ...

پارت ۷ات. من دروغ میگم که تهیونگ یه سیلی محکم بهم زد که لبم ...

پارت ۴ ات‌.داری چه غلطی میکنی ولم کن .... که سوزشی رو گونه ا...

پارت۳اون پسره گفت دخترتو بجای باختت میبرم....ویوا.تانگار آب ...

شب تولدم پارت 47فصل دوم پارت18ات: قول میدی جونگ کوک: بستگی د...

ویو ات ( وقتی رسیده خونه )ات : سلام م ات ( مامان ات ) : سلام...

شب تولدم پارت 22ویو ات: از رو تخت بلند شدم و رفتم داخل حموم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط