Part

Part³
+ خیلیییی خوشحال بودم که باهام رل زده؛ رفتیم غذا خوردیم و من نشسته بودم رو پاهاش که یه چیز خیلی بزرگ زیر خودم حس کردم
_چیه توله؟ بزرگه نه؟(پوزخند)
+عهههه بی ادبببببب(خجالت فراوان)
_(خندید) د آخه چرا اونجوری نگاه میکنی خب؟؟
+خب بزرگهه
_ رفتی زیر*م عادت میکنی توله کوچولو
+ قهرممممم
_ گردنشو بوس کردم و لباشم بوسیدم: قهر نکن دیگه توله من
+ باشه ددی نازمممم _او ددی؟ + عهههه بی ادبببب
_ اوخی دختره کوچولو چقدر بد عاشقمه؛ ببخشید توله ولی قرار نیست تا آخر پیشت باشم چون اصلا علاقه‌ای بهت ندارم و کسی دیگه رو دوست دارم
یهو تلفنم زنگ خورد دیدم نوشته: My Baby 🫂🎀
ات رو از روم پاهام بلند کردم و تلفن رو جواب دادم: سلام عمر من
• سلامممممم ددی جونمممم(اوققققق)
_خوبی کوچولو من
•اره ددی؛ ددی اون دختره هر*زه چیشد؟؟؟
_عشقم نگران نباش من فقط مال توهم؛ فقط میخوام غذاب بکشه(خنده)
•باش ددی جونم آفرین بهت
"ویو ات"
فضولیم گل کرد ببینم ددیم داره با کی حرف میزنه رفتم پشت در( اوخی نمی‌رفتی بهتر بود🤣😏😔) تا صداش رو بشنوم؛ با تمام حرف هاش بدنم خشکش میزد؛ منظورش من بودم؟؟(خب اره احمق ات: یه دقیقه گوه نخوررر نویسنده: ک*کشش)
دیدگاه ها (۴)

Part² ...

Part¹ ...

ددی جئون ات: بلند شدم که برم جونگکوک دستم رو گرفت ی هو ی حال...

ددی جئون جونگکوک: نمیخوامات: تو خودت دوست دختر داریجونگکوک: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط