با تو در جنگل و یک کلبه یِ پنهان ... چه شود

با تو در جنگل و یک کلبه یِ پنهان ... چه شود
نورِ مهتاب و غزل های فراوان ... چه شود

رو به رو شعله یِ شومینه یِ تب دار به پا
پشتِ سر پنجره ای رو به گلستان ... چه شود

چه کسی گفته که بیداری یِ شب بیهوده ست
من بخواهم ببرم زیره به کرمان ... چه شود

مستِ انگور شدن ، کارِ هوس بازان ست
من و انگورِ گلویی شده عریان ... چه شود

در خیالاتِ خودم ، خوابِ خوشی میبینم
خوابِ خوبم نرسد باز به پایان ... چه شود
دیدگاه ها (۲)

با تو در جنگل و یک کلبه یِ پنهان ... چه شودنورِ مهتاب و غزل ...

با تو در جنگل و یک کلبه یِ پنهان ... چه شودنورِ مهتاب و غزل ...

با تو در جنگل و یک کلبه یِ پنهان ... چه شودنورِ مهتاب و غزل ...

با تو در جنگل و یک کلبه یِ پنهان، چه شودنورِ مهتاب و غزل های...

با تو در جنگل و یک کلبه یِ پنهان، چه شودنورِ مهتاب و غزل های...

‌ با تو در جنگل و یک کلبه یِ پنهان ... چه شودنورِ مهتاب و غز...

💞💞💞💞💞با تو در جنگل و یڪ ڪلبہ یِ پنهان، چہ شودنورِ مهتاب و غز...

عشـق بازان موتور حالش ببرن😊😅جان دل :همه شب به یاد رویت نه خی...

قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به آب دور خواهم شد از این خا...

ه قول یکی از دوستان " حال دگری دارم امشب ! "این غزل از هوشنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط