فردا صبح

فردا صبح
یونگی ویو
رفتم کارای ترخیص ا.ت و انجام دادم
ا.ت: انجام دادی
یونگی: آره فقط این قرص ها رو بخور
ا.ت:تا همیشه
یونگی:نه بابا فقط برای یه هفته تا حالت بهتر شه(خنده)
ا.ت: بریم
یوتگی: وایسا به جین بگم بیاد دنبالمون
ا.ت:اوکی
جین: بله
یونگی: بیا دنبالمون
جین: اممم باشه اومدم
بعد از دقایقی جین میرسه
جین: سوار شین
ا.ت: باشه
ا.ت ویو
رسیدیم عمارت که لیا پرید بغلم
وای خدا من از دست این دختر چیکار کنم
یونگی: ا.ت تو چند روز استراحت کن
لیا: پس من چی
یونگی: مگه تو تصادف کردی که حالت بد باشه ا.ت تصادف کرده ها اوضاعش هم خوب نیست
ا.ت: چند روز استراحت‌ کنم
یونگی: یه هفته
ا.ت: ووواااتتت
یونگی: گفتم یه هفته
جین: زیاد نیست
یونگی:‌نه خیلیم کمه
جین: باشه
دیدگاه ها (۴)

ا.ت ویووای خب من الان هیچکاری نکنم حوصلم سر میره اه خدایا من...

فردا صبح ا.ت ویویعنی دیگه داره حوصلم سر میره حداقل میشد یه گ...

یونگی ویورفتم پیش دکتر تا ببینم ا.ت کی مرخص میشهدکتر: فردا ...

جین ویوبعد از چند دقیقه دکتر اومد یونگی: د دکتر حالش چطوره د...

Part29

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط