پارت هفتم ستاره من

پارت هفتم ستاره من

آی گفت سلام همون موقعی که هیکارو داشت میگفت سلام ایچیگو سایتو اومد گفت آی یدفعه کجا رفتی هیکارو وقتی هیکارو دید به آی گفت بیا بریم مزاحم یک بازیگر نشو و تو باید از اون دور بمونی آی گفت ولی ایچیگو سایتو گفت ولی نداره بیا بریم خونه ایچیگو سایتو داخل خونه گفت با خودت چه فکری کردی که دوست دخترش بشی و همیشه بری خونش میدونی که چقدر خطرناکه ممکنه کلی هیت بگیری آی گفت نه بابا چرا باید همچین فکری کنم ایچیگو سایتو گفت اگه همچین فکری بیاد داخل کلت میدونم باهات چیکار کنم آی گفت خب من باید برم به کایون و بقیه اعضا زنگ بزنم که برم باهاشون کتابخونه درس بخونم درس دارم ایچیگو سایتو گفت باشه برو ولی دورو بر اون پسر بگردی میکشمت آی گفت خیله خب بابا خب دیگه من برم خداحافظ ایچیگو سایتو گفت خداحافظ آی رفت کتابخونه به کایون و بقیه گفت سلام اونا هم گفتن سلام نینو به آی گفت آی تو دوست داری با کسی قرار بذاری؟؟ آی گفت چی نه بابا این چه فکریه تو کلت میکنی آخه نینو گفت آخه تو توی مدرسه همش به هیکارو نگاه میکنی آی گفت آها اون راستش خب اون فقط یه همکلاسیه من نگرانشم که مریض نشه فقط همین بچه ها حالا بیاین درس بخونیم نینو گفت تو فکر میکنی این درسته که همش بهش نگاه کنی ممکنه اون اذیت بشه آی گفت اه پس دیگه بهش نگاه نمیکنه نینو گفت مطمئنی عاشقش نیستی؟ آی گفت نه بابا چرا باید عاشقش بشم؟ نینو گفت چون خیلی بهم میاین یک بار هم رفتین با هم کافه آی گفت فقط یکبار رفتیم سو تفاهم نشه بچه ها باشه؟؟
نینو و بقیه ی اعضا گفتن باشه آی گفت حالا شد بیاین درس بخونیم نینو و بقیه اعضا چون خنده ی آی رو دوست داشتن گفتن باشه آی گفت هوراااااااااا اولین باره با شما درس میخونم اونا هم گفتن آره ما هم اولین بارمونه
4 ساعت بعد :
آی خب درسای من تموم شد فکر کنم شب شده باید برم خونه نینو بقیه اعضا گفتن راست میگی شب شده مال ما هم تموم شده نینو بقیه اعضا گفتن آی میای بریم یه رستوران معروف غذا بخوریم آی گفت آره میام آخه خیلی گرسنمه نینو و بقیه اعضا گفتن بریم پس آی گفت باشه
بعد از غذا خوردن آی گفت وای من حسابی سیر شدم خب من برم خونه بخوابم خیلی خسته ام نینو و بقیه اعضا گفتن باشه ماهم بریم خونه بخوابیم........ ادامه دارد
80 تایی شدم تا 90 تاییم پارت 8 رو میزارم
دیدگاه ها (۱۴)

پارت هشتم ستاره منآی رفت خونه ایچیگو سایتو گفت سلام آی هم گف...

چه᰷ س݀خ᰷ت݀ه ݀م᰷ر݀گ ݀گل᰷ ب݀ر᰷݀ا᰷݀ی᰷݀ گل᰷݀دو᰷݀ن᰷݀

شׅׄما ׅׄׄمیׅرׅفتׄیׅنׄ مׅدׄرسׅه ׅکׄه ׅدکׄتׅر بׄشیׅنمׅׄا میׅׄׄ...

پارت ششم ستاره منآی کلی داخل مدرسه نگران هیکارو بود و اصلا ح...

پارت نهم ستاره منهیکارو گفت من چشم شده چرا هر وقت من اون دخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط