با+عجله+راه+میرفتم!

با+عجله+راه+میرفتم!
که++محکم+به
چیزی+خوردم؛
"آدم"+بود!
منتظر+بودم+پرخاش+کند
لبخندی+زد+و+رفت+...
به+گمانم++"انسان"+بود!

عصر+زیبای+زمستانیتون+پر+از+لبخند+خدا+🍃🌹

🌺🌺🌺🌺❤️
دیدگاه ها (۸)

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.40(روایت از زبان جونگ ک...

#ارباب‌سنگدل #پارت_22ا.ت روی تخت دراز کشیده بود به سقف خیره ...

لبخند قاتلپارت⁴⁴ویو جونگ‌کوکبارون آروم روی شیشه ماشین می‌خور...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟖 🎤🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «امشب دیگه نمی‌خوام ...

«نفرت و عشق».  پارت سوم🚬 [از زبان پریسا]ماشین جلوی یه ساختمو...

خدا که مستقیم نمیاد بهت بگه دوست دارم..به جاش آدم های درست، ...

P6هوا ابری بود ولی بادی نمی وزد،هوا بوی نم میداد،جیمین داشت ...

✈️ چند روز بیشترپارت ۲۱شب، وقتی به فرودگاه رسیدن، خانواده‌ی ...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۲بعد از زنگ، جونگین هنوز کنار چانگبین...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟐ناگهان یکی از انگشتای ات تکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط