زندگی را ...

زندگی را ...

گر توانستی به کام یک نفر شیرین کنـــــی...

یا توانستی زمین تشنه ای را سرخوش از باران کنـــــی...

گر توانستی تو یک مرغ گرفتار از قفس بیرون کنـــــی...

یا توانستی که دیوار اسارت از بنا ویران کنـــــی...

گر توانستی به خوان رنگی ات یک رهگـــــذر مهمان کنـــــی...

یا توانستی بدون حاجتی هم ذکر آن یزدان کنـــــی...

گر توانستی لباس بی ریـــــای عاشقی بر تن کنـــــی...

میتوانی آن زمان

فریــــــــــاد انسان بودنت
بر کـــــوی و برزن برزنی ...
دیدگاه ها (۴)

بالا رفتن سن حتمی است ...اما اینکه روح تو پیر شود،بستگی به خ...

دوستان شبتون پراز آرامش ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ««ﻣﻌﻨﯽ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺍﯾﻦ ﻧ...

(وقتی چترت خداست)بگذار ابر سرنوشت هر چقدر میخواهد ببارد. ...

فیزیک دان ها میگن :بال زدن یک سنجاقک وسط صحرای آفریقا باعث ب...

زندگی را ...گر توانستی به کام یک نفر شیرین کنی...یا توانستی ...

زندگی را ...گر توانستی به کام یک نفر شیرین کنی...یا توانستی ...

اینجا دریاچه ای هست در جنوب غربی المان در شهر بیرکنفلد

زندگی را ...گر توانستی به کام یک نفر شیرین کنی یا توانستی زم...

زندگی را ...گر توانستی به کام یک نفر شیرین کنی...یا توانستی ...

زندگی را ...گر توانستی به کام یک نفر شیرین کنی...یا توانستی ...

زندگی را ...گر توانستی به کام یک نفر شیرین کنی...یا توانستی ...

زندگی را ...گر توانستی به کام یک نفر شیرین کنی...یا توانستی ...

زندگی را ...گر توانستی به کام یک نفر شیرین کنی...یا توانستی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط