part

part.40.
داشت می‌رقصید که دستش خورد به دست دنسر و زخم ی شد
خانم کاترین رفت جلوش تا دستشو ببینه ولی جی یون سریع فرار کرد بیرون اتاق منم دویدم دنبالش تو راهرو بود واییتاد من سریع دویدم دستشو گرفتم و به زور رسوندم به اتاق پزشکی یه شرکت
درو باز کردم
نشوندمش روی تخت دکتر نبود منم بدون حرفی بانو برداشتم دور دستش می پی چیدم تا حالا انقدر عصبانی نبودم چشام خون بود
باند کارش تموم شد یهو فوران کردم
_..هی اصلا حواست هست داری چی کار می کنی من کسی که باید عصبانی باشه که بهش نگفتی منم نه تو که این کاراتو میکنی..
+..چی چرا باید بهت می گفتم هااا..
_ ‌‌.. نباید میگفتی ؟؟؟..
+..نه..
_.. یه دلیل بیار که نباید می گفتم یه دلیل برای اینکه از دستم ناراحت باشی..با داد گفتم
*دیگه جلوی خودمو نگرفتم
+..برو به کارات برس تو وقت نداری با من حرف بزنی..
_..کی گفته..
+..خودت..
_..چیی میگی..
+..اها ببخشید یادم نبود یادت نیست که چیا بهم گفتی و میدونم یادت نیست گفتی جلوی رویاهاتو گرفتم ..
_..نه من کیی..
+..همون شبی که بهت گفتم مریضم..
قیافش جوری بود که انگار یادش اومده
_..جی یون..
گریم گرفت
_..می تونم توضیح بدم..
+..اره همیشه می تونی..
_..جدی منظورم..
+..نداری..
_ ..چیو؟..
+..هیچی جواب سوال اون شبتون دادم دوسم نداری ..
پاشدم اومدم تو راهرو
دوید دنبالم دستمو گرفت
_.. هیچ کدومشون درست نیست ..
جی هوپ که مارو دیده بود اومد نزدیک
گفت..ولی اینکه تو جلوی رویارویی گرفتی درسته..
_..ولی..
+..جیهوپ تو دخالت نکنم الان میخوام تنها باشم..
دستمو از دستش کشیدم رفتم.
&گند زدم رفت
جیهوپ..توضیحی نداری خودتو گول نزن..
اشکام از چشام ریخت بار اول جلوی جیهوپ بود
داشتم دیوانه میشدم
جیهوپ..جونگ کوک گریه می کنی؟؟؟..
دستشو گرفتم جلوش نشستمو با گریه گفتم.
_ .. بخدا اونا حرفای من نبودن راست میگم..
جیهوپ..چی منظورت چیه..
_..عمه هام اونجوری شب اون مزخرفاتو گفتن ..
جیهوپ.. ولی من که تا آخرش کنارت بودم..
_..نه تو دستشویی بودی وگرنه من چرا باید انقدر بخورم هاا چرا..
جیهوپ..چرا به جی یون گفتی هااا..
_..نه من نمی خواستم بگم جدی حالم خوب نبود اینو چجوری به جی یون توضیح میدادم..
(از زبان جیهوپ )
بار اول بود جلوی من اونجوری گریه میکرد منم اشتباه کردم نباید اذیتش می کرد داشت گریه می کرد
منم نشستم جلوش بغلش کردم
گفتم..منم نباید دخالت می کردم ولی نگران نباش جی یون واقعا دوستت داره ندیدی اون شب چجوری داشت گریه میکرد بخاطر تو..
_..جی یون گریه کرد؟؟..
گفتم..اوهوم الانم حتما داره گریه می کنه ظهر هم که تصادف کردیم ندیدی خودشو از ماشین پرت کرد پایین بیاد ببینتت و چجوری گریه می کرد...
_..جی یون همه چیو بهت گفته؟؟..
گفتم.. اره همون شب اگه التماسم نکرده بود الان
دیدگاه ها (۰)

part.41.گفتم.. اره همون شب اگه التماسم نکرده بود الان سرت از...

part.42.(پایان فلش بک)اه همین ۶ جمله به جی یون اسیب زد نباید...

part.39.یعنی من من چیکار کردم سه هو..چی شده عجیبه مگه نه ..ن...

paee.38.+..نباید به کسی میگفتم وگر نه اینطوری نمی شد..گفتم.....

part.25.*.. وا رفتم از حرفی که زده بودم پشیمون شدم بغض تو گ...

part .36.&.از اتاق اومدیم بیرون یعنی بخاطر من ....همه حاظر ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط