ناگهان یک شب سراغم آمد و با خنده گفت :

ناگهان یک شب سراغم آمد و با خنده گفت :

نوشداروی توام...

 با طعنه گفتم: زود نیست؟!


#سجاد_رشیدی_پور
دیدگاه ها (۷)

کاش خدا بلند شودآستین هایش را بالا بزندو از همان خاکی که ما ...

گاهی؛دلم می خواهدبگذارم بروم بی هرچه آشنا...گوشه ی دوری گمنا...

و حالا من ، کسی که این جا  در همین نقطه ی کور این کره خاکی ز...

عیدتون مبارک. نماز و روزه های گرفته و نگرفته تونم قبول درگاه...

🔦𝑺𝒆𝒗𝒆𝒏 𝑫𝒂𝒚𝒔 𝒊𝒏 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒊𝒏𝒔 : هفت روز در هاوکینز🍪𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁴ : پارت ¹...

تا ابد کنار تو

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۱۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط