شعرانه در منی و

شعرانه در منی و
نعل می‌زنی
بر دیوانگی‌ام ...


و عشق
میخکوب ِ این آشوب ِ مقدس ...
دیدگاه ها (۲)

دیدمت ، انگار چیزی بر دلم تأثیر کرد ... با نگاه ساده ...

سحری بود و هنوزگوهر ماه به گیسوی شب آویخته بود گل یاسعشق در ...

لب‌ها می لرزندشب می تپدجنگل نفس می کشدپروای چه داری، مرا در ...

دلم آنجاستهمانجا که توتند و تندشعرهایت را می‌نویسیو بعد اِسم...

هیچ گرایشی شدید تر و مقدس تر از علاقه به خاک وطن نیست و من ا...

آدم ها لالت می کنند,بعد می پرسند چرا حرف نمی زنی؟!این خنده د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط