ای سنگفرش راه که شبهای بی سحر

ای سنگفرش راه که شبهای بی سحر
تک بوسه های پای مرا نوش کرده ای
ای سنگفرش راه که در تلخی سکوت
آواز گامهای مرا گوش کرده ای
هر رهگذر ز روی تو بگذشت و دور شد
جز من که سالهاست کنار تو مانده ام
بر روی سنگهای تو با پای خسته
عمری به خیره پیکر خود را کشانده ام 
ای سنگفرش هیچ در این تیره شام ژرف
آواز آشنای کسی را شنیده ای؟
در جستجوی او به کجا تن کشم ، دگر
ای سنگفرش گم شده ام را ندیده ای؟

#نصرت_رحمانی  
دیدگاه ها (۱)

ما تقلید شطرنج بازان اندیشمند را در آوردیم، ماهرانه و مسلط ب...

بیست سالگی ام هیچ نقطه عطفی نداشت و با نوزده سالگی و بیست و ...

عشق یک عکس یادگاری نیست و یک مزاح شش ماهه یا یک ساله....واقع...

اسرافیل شیرچی: من وخط هایم، آبشارهای آبی و فیروزه ای کوهسارا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

‌ای سنگفرش راه که شب‌های بی‌سحرتک بوسه‌های پای مرا نوش کرده‌...

بغض نکن گریه نکن اگر چه غم کشیده ای برای من فقط بگو خواب بدی...

به خاطر تو در باغهای سرشار از گلهای شکوفنده مناز رایحه بهار ...

ای همه خوبی توراپس تو که رایی که راای گل در باغ ماپس تو کجای...

بغض نکن گریه نکن اگر چه غم کشیده ای برای من فقط بگو خواب بد...

💞💞💞💞💞💞💞در  خواب میدیدم که تو، شیداترینم کرده‌ای..در کاخِ قلب...

بغض نکن گریه نکن اگر چه غم کشیده ایبرای من فقط بگو خواب بدی ...

بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شودداغ تو دارد این دلم جا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط