سناریو پسرای اسلیترین وقتی گازشون میگیری :
سناریو پسرای اسلیترین وقتی گازشون میگیری :
تام: نشسته بود روی مبل و داشت کتاب میخوند . تو هم رفتی کنارش نشستی و وقتی حواسش نبود یه گاز محکم از مچ دستش گرفتی و با چشمان مظلومت تو چشم هاش خیره شدی و گفتی: برات ساعت درست کردم جوجویی...
با خشم توی چشم هات نگاه کرد اما وقتی صورت مظلومت رو دید دلش نیومد چیزی بهت بگه و تو رو روی پاش کشید و فشارت داد و گفت: آخه تو چرا انقدر باید کیوت باشی که من نتونم بهت چیزی بگم ؟ شونه بالا انداختی و با لحن یکم بچه گانه گفتی: نمیدونم .
اون هم یه گاز آروم و با محبت از شونه ات گرفت و گفت : حالا بدون ... چون زن منی....
و بوسه ای به پیشونیت زد .
دراکو : دراکو روی زمین نشسته بود و داشت با پسرتون که تازه نشستن رو یاد گرفته بود ،بازی میکرد که تو از پشت دستت رو دور گردنش حلقه کردی و لاله ی گوشش رو گاز گرفتی اون هم تورو از پشت گرفت و پرتت کرد زمین به طوری که زیرش قرار گرفتی .
تقلا میکردی که فرار کنی که به سمت صورتت اومد و طوری لبت رو گاز گرفت که خونریزی کرد و با غرور به خونی که از لبت میریخت خیره شد که تو گفتی : دردم گرفت .
با شیطنت تو چشم هات نگاه کرد و گفت : خب ،منم دردم اومد تازه اسکورپیوس ( اسم پسرتون ) هم شاهده که تو بدتر گازم گرفتی . و شروع کردبه قلقلک دادنت ...
تئودور / متیو: ت/م داشت با Ps5 بازی میکرد که تو رفتی کنارش نشستی و گفتی : ت/م بیا یه دست با هم مسابقه بدیم .
ت/م: و اگر من بردم ؟
ا/ت : هر کاری دوست داری بکن .
ت/م: قبوله .
بازی شروع شد و بعد از گذشت دقایقی اون ازت برد و گفت : خب ،حالا وقتشه مجازات بشی !
داشت به سمتت میومد که ببرتت داخل اتاق که یهو بلند شدی روی مبل وایسادی و وقتی نزدیکت شد پریدی روی کولش و کف سرش رو گاز گرفتی .
اون هم از پشت موهات رو گرفت کشید . تو همکمحکم تر گاز گرفتی و این جنگ ادامه پیدا کرد تا زمانی که جفتتون خسته شدین .
ریگولوس/لورنزو: ر/ل توی خواب هفت پادشاه به سر میبرد و خرو پف میکرد نمیذاشت تو بخوابی برای همین تو جات نشستی و و دستش رو گرفتی و یه گاز محکم از دستش گرفتی اما بیدار نشد پس تصمیم گرفتی شکمش که قلقلکی ترین ناحیه بدنش بود رو گاز بگیری.
وقتی گازش گرفتی دستاش رو ناخود آگاه دورت حلقه کرد و از کمر بلندت کرد و تو رو انداخت روی خودش و گفت : دلت میخوای تنبیه بشی و نذارم تا ماه ها کنارم بخوابی و محرومت کنم ؟
اخم میکنی و میگی: حالا مگه چقدر هم خوب میخوابی و آرومی که بخوام کگارت بخوابم .اصلا پاشو برو بیرون میخوام تنها بخوابم ...
داشتی وول میخوردی که محکن تر بغلت کرد و گفت: بذار پیشت باشم دیگه. یکم هم خروپف های منو تحمل کن ....
برات لب چید و تو نتونستی مقاومت کنی و بوسه ای کوتاه به لبش زدی و تا صبح تو بغل هم دیگه خوابیدین .
خب بچه ها این یه سناریو از اسلیترین برای پاتر هد های عزیز .
من یه عذر خواهی بهتون بدهکارم چون خیلی کم فعالیت کردم براتون و امیدوارم منو ببخشین .
با شروع مدارس هم فکر میکردم بتونم مثل همیشه فعالیت کنم ولی متاسفانه یکم سخت شده برام چون تایم مدرسه ام ظهره ،پس میدونم که درک میکنید و دوست دارم حمایت هاتون رو ببینم تا انرژی بگیرم و بتونم بیشتر فعالیت کنم 💋❤️
راستی اگر درخواستی ای داشتین تو کامنتا حتما بگین یا اگر با شخص مورد نظری تک پارتی یا چند پارتی میخواستین حتما بگین 🌺
به خدای بزرگ میسپارمتون💚
بای بای 🎀
تام: نشسته بود روی مبل و داشت کتاب میخوند . تو هم رفتی کنارش نشستی و وقتی حواسش نبود یه گاز محکم از مچ دستش گرفتی و با چشمان مظلومت تو چشم هاش خیره شدی و گفتی: برات ساعت درست کردم جوجویی...
با خشم توی چشم هات نگاه کرد اما وقتی صورت مظلومت رو دید دلش نیومد چیزی بهت بگه و تو رو روی پاش کشید و فشارت داد و گفت: آخه تو چرا انقدر باید کیوت باشی که من نتونم بهت چیزی بگم ؟ شونه بالا انداختی و با لحن یکم بچه گانه گفتی: نمیدونم .
اون هم یه گاز آروم و با محبت از شونه ات گرفت و گفت : حالا بدون ... چون زن منی....
و بوسه ای به پیشونیت زد .
دراکو : دراکو روی زمین نشسته بود و داشت با پسرتون که تازه نشستن رو یاد گرفته بود ،بازی میکرد که تو از پشت دستت رو دور گردنش حلقه کردی و لاله ی گوشش رو گاز گرفتی اون هم تورو از پشت گرفت و پرتت کرد زمین به طوری که زیرش قرار گرفتی .
تقلا میکردی که فرار کنی که به سمت صورتت اومد و طوری لبت رو گاز گرفت که خونریزی کرد و با غرور به خونی که از لبت میریخت خیره شد که تو گفتی : دردم گرفت .
با شیطنت تو چشم هات نگاه کرد و گفت : خب ،منم دردم اومد تازه اسکورپیوس ( اسم پسرتون ) هم شاهده که تو بدتر گازم گرفتی . و شروع کردبه قلقلک دادنت ...
تئودور / متیو: ت/م داشت با Ps5 بازی میکرد که تو رفتی کنارش نشستی و گفتی : ت/م بیا یه دست با هم مسابقه بدیم .
ت/م: و اگر من بردم ؟
ا/ت : هر کاری دوست داری بکن .
ت/م: قبوله .
بازی شروع شد و بعد از گذشت دقایقی اون ازت برد و گفت : خب ،حالا وقتشه مجازات بشی !
داشت به سمتت میومد که ببرتت داخل اتاق که یهو بلند شدی روی مبل وایسادی و وقتی نزدیکت شد پریدی روی کولش و کف سرش رو گاز گرفتی .
اون هم از پشت موهات رو گرفت کشید . تو همکمحکم تر گاز گرفتی و این جنگ ادامه پیدا کرد تا زمانی که جفتتون خسته شدین .
ریگولوس/لورنزو: ر/ل توی خواب هفت پادشاه به سر میبرد و خرو پف میکرد نمیذاشت تو بخوابی برای همین تو جات نشستی و و دستش رو گرفتی و یه گاز محکم از دستش گرفتی اما بیدار نشد پس تصمیم گرفتی شکمش که قلقلکی ترین ناحیه بدنش بود رو گاز بگیری.
وقتی گازش گرفتی دستاش رو ناخود آگاه دورت حلقه کرد و از کمر بلندت کرد و تو رو انداخت روی خودش و گفت : دلت میخوای تنبیه بشی و نذارم تا ماه ها کنارم بخوابی و محرومت کنم ؟
اخم میکنی و میگی: حالا مگه چقدر هم خوب میخوابی و آرومی که بخوام کگارت بخوابم .اصلا پاشو برو بیرون میخوام تنها بخوابم ...
داشتی وول میخوردی که محکن تر بغلت کرد و گفت: بذار پیشت باشم دیگه. یکم هم خروپف های منو تحمل کن ....
برات لب چید و تو نتونستی مقاومت کنی و بوسه ای کوتاه به لبش زدی و تا صبح تو بغل هم دیگه خوابیدین .
خب بچه ها این یه سناریو از اسلیترین برای پاتر هد های عزیز .
من یه عذر خواهی بهتون بدهکارم چون خیلی کم فعالیت کردم براتون و امیدوارم منو ببخشین .
با شروع مدارس هم فکر میکردم بتونم مثل همیشه فعالیت کنم ولی متاسفانه یکم سخت شده برام چون تایم مدرسه ام ظهره ،پس میدونم که درک میکنید و دوست دارم حمایت هاتون رو ببینم تا انرژی بگیرم و بتونم بیشتر فعالیت کنم 💋❤️
راستی اگر درخواستی ای داشتین تو کامنتا حتما بگین یا اگر با شخص مورد نظری تک پارتی یا چند پارتی میخواستین حتما بگین 🌺
به خدای بزرگ میسپارمتون💚
بای بای 🎀
- ۲۹.۷k
- ۲۳ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط