گاهی دلم میخواهد

گاهی دلم میخواهد
از این چهار دیواری معکوس دنیا
پرواز کنم و بسوی آن روشنایی بروم که در پس تاریکی قلب هایمان مانده.
گاهی من دستانم میلرزد از این همه واهمه ی نرسیدن به اوج خوشحالی هایم
گاهی من حس میکنم آن دلقک خنده آور روزگارم که فقط میخندانم و خندان نیستم
گاهی من لال و محو بازی دست های پنهانی دنیا میشوم
اما باز دم از دم نمیزنم
گاهی دلم میخواهد بسوزانم
آن ورق از سرنوشتم را که
بی شک بدبختی را نوشته.
گاهی یک مسیر را هزاران بار میروم تا فقط جای چاله هارا بیابم
بگذریم...
من گاهی خاموش میشوم
چیز دیگری نیست
دیدگاه ها (۴)

همان اولوجودم را به خودَش گره زدگفت تا وقتی "تو" باشی،"من" ه...

قول داده بودیبا اولین برف به خیابان برویمو آدم برفی رویایی م...

بغلش کرده بودمپرسید چقدر منو دوست داری؟؟؟گفتم...گفت نه یه ان...

پاک کنید از زندگیتانآدم هایی را که جز درد و شکنجه ی روحی، بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط