دلم آغاز میخواهد در این شب پرسه ی آخر

دلم آغاز میخواهد در این شب پرسه ی آخر
جنونم از درونم گفته ها دارد
نگاهم گوشه ای از آبی ِ دل باز می‌خواهد..

تنم سرد است درون گودی ِ چشمم جهان خون است
جنونی جز جنون عشق با من نیست
زبان عاجز من سوره ی اعجاز می‌خواهد

تو بیرون میکنی غم را
قفس بشکن پَرم پرواز می‌خواهد
لبم ساقی غزل پرداز می‌خواهد
دلم در این سکوت ِ یخ صدای زخمه شهناز می خواهد

خوب است و عمری خوب میماند
مردی که روی از عشق میگیرد
دنیا اگر بد بود و بد تا کرد
یک مرد عاشق خوب می میرد

دلم دیدار میخواهد در انبوه سیاهی ها
جهانم با جهانت گفته ها دارد
نشانم مانده در چنگ ِ دو راهی ها

جهان تاریک کنار وسعت حالم منم تنها
حضوری از حضور روشنی ها نیست
غرورم گیج و سدرگم در اندوه تباهی ها

تو بیرون میکنی غم را
قفس بشکن پَرم پرواز می‌خواهد
لبم ساقی غزل پرداز می‌خواهد
دلم در این سکوت ِ یخ صدای زخمه شهناز می خواهد

#بـآرُونـَکـ
دیدگاه ها (۱)

اُونی کهِ میخوآد بِپَرِه ، جِلُوشُو نَگیـر ! اَگهِ بِمُونهِ ...

تَنَـمـ سَـرد اَست .. دَرُونِ گُـودـیِ چِـشمَـمـ جَهـآنِ خُـ...

وی اتاق ِ خواب ِ بچّه یک پری دارد↓با دست های خونی اش این چیز...

...و شب که خسته تر از خواب ِ چشم هام شدهشروع می شوم از «جمعه...

پارت ۴بعد از اون حرفش…یه سکوت عجیب بینمون افتاد.اون مدل سکوت...

my snow ❄#my_snow PT 8ویو کوک:نگاهم از پنجره جدا نمی‌شد برف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط