بغلم کن که کنون فرصت طنازی نیست

بغلم کن که کنون فرصت طنازی نیست
بین افطار و سحر وقت غزل سازی نیست

بوسه ای از لب خود بر لب من جاری کن
رمضان است و خدا بعد سحر راضی نیست😜 😉
دیدگاه ها (۴)

از برای خاطر اغیار خوارم می‌کنیمن چه کردم کاینچنین بی‌اعتبار...

گل من با که نشستی که چنین خار شدی؟این چه دردیست بگو از چه گر...

چشم را گفتم نظر در صورت خوبان مکن رو به من خندید گفت چشم ...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:38~مستر کیم؟ مرد نزدیک تر شد و از پله ها بالا آم...

وقتی میرین خونه مادرش ولی....گوشیم رو در آوردم و با دوربین گ...

زوزه ی گرگ"13/یونگی که حرفی نزد تو هم نمیخوای بگی اینجا چه خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط