هیچ کس ویرانیم را حس نکرد

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد

وسعت تنهائیم را حس نکرد

در میان خنده های تلخ من

گریه پنهانیم را حس نکرد
دیدگاه ها (۳۷)

من که در پیله ی خویش شوق پروانگی از یادم رفت..لااقل موقع رفت...

بدون که همیشه چشم انتظارم..بدون که تو خیالتم تنها نیستی..بدو...

درد یعنی‌ سرت به همون سنگی‌ بخوره که به سینه میزدی ...

چه شبهایی شدهمن در فکر تو تو در فکر اوهر دو بیدار از عشق...

هیچکس ویرانی ام را حس نکرد وسعت تنهایم را حس نکرد درمیان خند...

خنده های تلخ مناز گریه هایم خوش تر است!…

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط