مدتهاست خودم را آماده ی دیدارت کرده ام تا همین یک ساعتی ک

مدتهاست خودم را آماده ی دیدارت کرده ام تا همین یک ساعتی که رو به رویم می نشینی در ذهنت بمانم. و بمانی پای قولی که داده ای تا انتهای این عاشقانه تنهایم نگذاری. هر بار نزدیک می شوم به این لحظه، واژه هایم معطر می شوند و اشتیاق دیدارت هیچ وقت برایم تکراری نمی شود. همیشه برای دیدارت لحظه شماری می کنم. انگار اولین قرار دیدار ماست ! همان اولین شبی که این سوی میز نشسته بودم و تو محو تماشای این گلها بودی . امشب هم وقتی آمدم ، وقتی نگاهت کردم ، حتی اگر صدایم لرزید به رویم نیاور و با همان مهربانی همیشگی ات جواب سلامم را بده...
دیدگاه ها (۱)

گفتم حالا که می روی اگر کسی چیزی پرسید فکر آبروی من باش! گفت...

و جمله را که نوشتید، بچه ها! نقطهو سبز میشود آرام و بی صدا ن...

امام صادق (ع):برای مردم دوست بدارید آنچه را برای خودتان دوست...

الهی...چه عزتی دارد اینکه بنده ی تو باشمو چه فخری بالاتر از ...

آرزوی دیدارت را دارم... پارت 49["ویو جونگ‌کوک"]هیچ‌وقت از گر...

ان لبخند پریسا که نبض حیات من بود محو شد چشمانش نمیخندید جدی...

آرزوی دیدارت را دارم....پارت 7["ویو سلین"]چند بار نفسش رو بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط