ﺁﺑﺎﺩﺍﻧﻴﻪ ﺍﻋﺼﺎﺑﺶ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﻮﺩ

ﺁﺑﺎﺩﺍﻧﻴﻪ ﺍﻋﺼﺎﺑﺶ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﻮﺩ
ﺩﻭﺳﺘﺶ ﮔﻔﺖ ﮐﺎ ﺧﻮ ﭼﺘﻪ؟
ﮔﻔﺖ ﺁﺧﻪ ﺯﻧﻢ ﻣﺮﻳﻀﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﻋﻤﻞ ﺑﺸﻪ ﺍﮔﻪ ﻧﺒﺮﻣﺶ ﺩﮐﺘﺮ ﻣﻴﻤﻴﺮﻩ
ﻣﻨﻢ ﭘﻮﻻﻣﻮ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﻋﻴﻨﮏ ﺭﻳﺒﻦ ﺑﺨﺮﻡ
ﺣﺎﻻ ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﭼﻪ ﮐﻨﻢ ،
ﻋﻴﻨﮏ ﺑﺨﺮﻡ ﻳﺎ ﺯﻧﻢ ﺑﺒﺮﻡ ﺩﮐﺘﺮ !!
ﺩﻭﺳﺘﺶ ﻳﻪ ﮐﻢ ﻓﮑﺮ ﻣﻴﮑﻨﻪ ﻣﻴﮕﻪ :
ﻭﻟﻲ ﺧﻮﺩﻣﻮﻧﻴﻤﺎ ﻋﻴﻨﮏ ﺭﻳﺒﻦ ﺑﺎ ﭘﻴﺮﻫﻦ ﻣﺸﮑﻲ ﺳﺮﻩ ﻣﺰﺍﺭ ﺧﻴﻠﻲ
ﺑﻬﺖ ﻣﻴﺎﺩ
دیدگاه ها (۵)

ﺁﺑﺎﺩﺍﻧﻴﻪ ﺍﻋﺼﺎﺑﺶ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﻮﺩﺩﻭﺳﺘﺶ ﮔﻔﺖ ﮐﺎ ﺧﻮ ﭼﺘﻪ؟ﮔﻔﺖ ﺁﺧﻪ ﺯﻧﻢ ﻣﺮﻳﻀ...

از آبیِ خیال‌انگیزِ خلیج‌فارس تا سبزیِ مه‌آلودِ تالش.از کلوت...

طبیعت

اگر قرار باشد پاییز را در یک تصویر خلاصه کنم، تویی که با لبخ...

گل آفتابگردان

گفت درنگ کنید که من آتشی

غیر از پرده‌ها همه چیز عالیه 😂😂 مرد است دیگر و این حرفا 😊ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط