در عصر دروغگوهای محترم چگونه دروغ را تشخیص دهیم
در عصر دروغگوهای محترم؛ چگونه دروغ را تشخیص دهیم؟
«اگر شما موقعیت را برای فرد دروغ گو پیچیدهتر کنید، او شرایط سخت تری از یک راست گو را تجربه خواهد کرد. به طور مثال، میتوانید از او بخواهید یک رویداد را از آخر به اول تعریف کند، که برای فردی که میخواهد داستان سرهم کند، کار سختی است.»
دروغ گو، اما دوست داشتنی
میتوان گفت: ما در عصری زندگی میکنیم که دروغ پذیرفته شده است؟
رابرت فلدمن، استاد گروه روان شناسی و علوم مغز در دانشگاه ماساچوست و نویسنده کتاب «دروغگوی زندگی شما» میگوید: چنین است.
«من باور دارم که دروغ گفتن بیش از پیش امری پذیرفتنی شده است. روسای جمهور—حتی آنهایی که شما دوستشان ندارید—الگو هستند و هنگامی که میبینید شخصی در این جایگاه اجتماعی به طور مرتب دروغ میگوید و هربار هم تبرئه میشود—چیزی که به نظر میرسد کاملا درست است—چنین چیزی به یک الگوی پذیرفته شده در جامعه تبدیل میشود.
من همیشه مثال بیل کلینتون را زده ام که دروغ گویی را به پدیدهای پذیرفته شده در جامعه تبدیل کرد. هیچ اتفاقی برای او نیفتاد و از مهلکه جان سالم به در برد. اما فقط این نبود. با اینکه او هر نوع رابطهای با مونیکا لوینسکی را رد کرد، همچنان احترام و محبت زیادی نسبت به وی در جامعه وجود دارد.
«این اتفاق پیام قدرتمندی دارد: که شما میتوانید دروغ بگویید و هنوز در جامعه مقبول باشید. اکنون، من فکر میکنم مثال بسیار بزرگتری در کاخ سفید از یک رهبر دائما در حال دروغ گفتن وجود دارد. ناراستیهای زیادی وجود دارد، اما او همچنان در قدرت است. به نظر میرسد این رویه ایست که او در تمام طول مدت زندگی اش داشته است.
فکر میکنم چنین چیزی پیام وحشتناکی نسبت به کارآمد بودن دروغ گویی به کودکانی که در این دوره بزرگ میشوند و حتی به بزرگترهایشان میفرستد. فضایی خلق میشود که در آن دروغ گویی بیش از پیش مورد قبول واقع میشود.»
افسانۀ رفتارهای غیرکلامی
یک باور رایج میگوید تشخیص دروغگو آسان است. دروغ گوها تمرکز، ثبات و آرام ندارد— (می توانید حرکت چشمهایشان را وقتی تلاش میکنند چیزی را از اعماق حافظهشان بیرون بکشند و داستان بسازند، ببینید) و ممکن است دائماً از عباراتی مثل «راستش را بگویم یا در حقیقت» استفاده کنند.
گوردون رایت، استاد دانشگاه لندن در بخش روانشناسی میگوید: «همه اینها مزخرف است. نتایج تحقیقات نشان میدهد که ما وقتی دیگران را زیر نظر میگیریم تا تشخیص دهیم دروغ میگوید یا نه، معمولا بدترین تصمیم را اتخاذ میکنیم. در این حالت ما فقط ۵۴ درصد امکان دارد درست تشخیص دهیم. در حالیکه اگر یک سکه را بالا بیندازیم و شیر یا خط بیاوریم به ما میگوید که احتمال راست گویی در یک موقعیت ۵۰ درصد است.»
منبع گاردین .
«اگر شما موقعیت را برای فرد دروغ گو پیچیدهتر کنید، او شرایط سخت تری از یک راست گو را تجربه خواهد کرد. به طور مثال، میتوانید از او بخواهید یک رویداد را از آخر به اول تعریف کند، که برای فردی که میخواهد داستان سرهم کند، کار سختی است.»
دروغ گو، اما دوست داشتنی
میتوان گفت: ما در عصری زندگی میکنیم که دروغ پذیرفته شده است؟
رابرت فلدمن، استاد گروه روان شناسی و علوم مغز در دانشگاه ماساچوست و نویسنده کتاب «دروغگوی زندگی شما» میگوید: چنین است.
«من باور دارم که دروغ گفتن بیش از پیش امری پذیرفتنی شده است. روسای جمهور—حتی آنهایی که شما دوستشان ندارید—الگو هستند و هنگامی که میبینید شخصی در این جایگاه اجتماعی به طور مرتب دروغ میگوید و هربار هم تبرئه میشود—چیزی که به نظر میرسد کاملا درست است—چنین چیزی به یک الگوی پذیرفته شده در جامعه تبدیل میشود.
من همیشه مثال بیل کلینتون را زده ام که دروغ گویی را به پدیدهای پذیرفته شده در جامعه تبدیل کرد. هیچ اتفاقی برای او نیفتاد و از مهلکه جان سالم به در برد. اما فقط این نبود. با اینکه او هر نوع رابطهای با مونیکا لوینسکی را رد کرد، همچنان احترام و محبت زیادی نسبت به وی در جامعه وجود دارد.
«این اتفاق پیام قدرتمندی دارد: که شما میتوانید دروغ بگویید و هنوز در جامعه مقبول باشید. اکنون، من فکر میکنم مثال بسیار بزرگتری در کاخ سفید از یک رهبر دائما در حال دروغ گفتن وجود دارد. ناراستیهای زیادی وجود دارد، اما او همچنان در قدرت است. به نظر میرسد این رویه ایست که او در تمام طول مدت زندگی اش داشته است.
فکر میکنم چنین چیزی پیام وحشتناکی نسبت به کارآمد بودن دروغ گویی به کودکانی که در این دوره بزرگ میشوند و حتی به بزرگترهایشان میفرستد. فضایی خلق میشود که در آن دروغ گویی بیش از پیش مورد قبول واقع میشود.»
افسانۀ رفتارهای غیرکلامی
یک باور رایج میگوید تشخیص دروغگو آسان است. دروغ گوها تمرکز، ثبات و آرام ندارد— (می توانید حرکت چشمهایشان را وقتی تلاش میکنند چیزی را از اعماق حافظهشان بیرون بکشند و داستان بسازند، ببینید) و ممکن است دائماً از عباراتی مثل «راستش را بگویم یا در حقیقت» استفاده کنند.
گوردون رایت، استاد دانشگاه لندن در بخش روانشناسی میگوید: «همه اینها مزخرف است. نتایج تحقیقات نشان میدهد که ما وقتی دیگران را زیر نظر میگیریم تا تشخیص دهیم دروغ میگوید یا نه، معمولا بدترین تصمیم را اتخاذ میکنیم. در این حالت ما فقط ۵۴ درصد امکان دارد درست تشخیص دهیم. در حالیکه اگر یک سکه را بالا بیندازیم و شیر یا خط بیاوریم به ما میگوید که احتمال راست گویی در یک موقعیت ۵۰ درصد است.»
منبع گاردین .
- ۴۷
- ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط