تو را به یک فنجان چای دعوت می کنم

تو را به یک فنجان چای دعوت می کنم
ساده و بی بهانه
دعوتم را بپذیر ...
دلم نگاهت را سیر می خواهد
هوس کرده ام
چای ام کنارت یخ کند ...
دیدگاه ها (۵)

زیاده خواه نیستم ! .جاده‌ ی شمالیک کلبه ی جنگلی‌.......یک می...

به اخمت خستگی در می رود ،لبخند لازم نیستکنــــار سینی چـــای...

من زن بدنیا آمدم تا عاشق باشم و قلبم فقط با یک نگاه بلرزد سر...

عصر یک جمعه دلگیر،دلم گفت: بگویم، بنویسمکه چرا عشق به انسان ...

عصر جمعه، دلچسب میشودوقتی که تو، بنشینی کنارِ مننگاهت کنم، ب...

گاهی دلمـ بهانه‌اتـ را می‌گیرد…بهانه‌ی صدایتـ، نگاهتـ، حتی س...

آخر شب که میشهسکوت خانه بیشتر از همیشه سنگینی می‌کند.همه خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط