آنگاه که غرور کسی را له می کنی،

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
 آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری،
 آنگاه که حتی گوشت را می بندی
 تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،
 می خواهم بدانم،
 دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی
تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟
دیدگاه ها (۹)

برف هفت سالگی ام را به خاطر صدای مادرم دوست داشتم  که میگفت ...

گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی......

از خدا خواستم تا دردهایم را از من بگیرد،خدا گفت:رها کردن کار...

مادرم مدرک پزشکی ندارد؛ولی دستهایش کاری می‌کنند که هزار قرص ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط