میدانی...

میدانی...

یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی

« تعطیل است »

و بچسبانی پشت شیشه ی افکارت!

باید به خودت استراحت بدهی

دراز بکشی...

دست هایت را زیر سرت بگذاری...

به آسمان خیره شوی...

و بی خیال سوت بزنی...

و در دلت بخندی به تمام افکاری که

پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند!!
دیدگاه ها (۵)

من همینم که هستم.....میخوای بخواه... . . نمیخای هم برووووووو...

هی دیوونه ها؟ . . . . . . . . . . . اوه اوه چقدر...

تو ذاتمونه اوهوم

والسلام

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 34/___بالکن نیمه‌باز، پ...

مرد سایه ها ۲۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط