✨

✨
همه عمربرندارم سراز این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تودردلم نشستی

تونه مثل آفتابی که حضور وغیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی.
دیدگاه ها (۱)

غم را نمى شود از تن بيرون كرد؛ اين را خيلى دير فهميدم.آدم خي...

پروانه جان

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

#چندپارتیموضوع:( وقتی اون یه وارث هست و تو یه مهمونی برای او...

بسم الله الرحمن الرحیمحیوان درون :هر کس حیوانی درونش است.ما ...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت پانزدهم: نقشه‌یِ ض...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط