ویو کوک

ویو کوک
یچی دیگه رو برداشتم
کوک: مثلا این مگه صورتت دفتر نقاشیه سیاه ش کنی اصلا این چی هس
ات: خط.. چش( بغض
یچی دیگه بر داشتم
کوک: یا این چی کار میکنه اب رنگه؟
ات: نخیررر سایه چشه( بغض شدید
کوک: حالا هر چی
کوک: وقتی خودت زشتی چرا بد ارش میکنی
کوک: دیگه اینطوری نکن روم نمیشه بات بیام بیرون
اا: باشه باشه فهمیدم زشتم الانم بروبیرون ( گریه
کوک: ...
ات: گفتم برو
کوک: باشه بابا
رفتم بیرونو درو کوبیدم
صدا گریه هاش میومد
حقشه نباید انقدر خ شگل میکرد
ویو ات
مرتیکه عوضیی
انقدر ازم بدت میاد خو مگه مجبورت کردم بزار برم پی زندگیم
انقدر گریه کردم که خوابم برد
ویو کوک
حدود ساعت ۱۰ رفتم بش سر بزنم وقتی وارد اتاق شدم خواب بودش
منم رفتم بغلش دراز کشیدم ک برگشت پشت بهم
وای خدا این دختره میدونه بدم میاد هعی پشتشو بم میکنه
دیدگاه ها (۰)

ویو کوک کوک: بیداری ات:....کوک: با توامات:..کوک: پس بیداری ا...

ویو اتکوک: وای خدا نایون: ددی از دیدنم ناراحت شدی کوک: یچی ف...

ویو ات ات: مگه دیوونم مو ب این خوشگلیو کوتاه کنم ( موهاش تا ...

ویو لت ات: خب که چی برو بیرون کوک: راحتم اینجا ات: من ناراحت...

part43 عشق پنهان《ویو ات》از بلندگو ها گفتن که تا چند دقیقه دی...

اسم فیک: اون واسه منه p23آروم آروم رفتم سمتش و دستش رو از رو...

part 5عشق پنهانجونگ کوک: اجومااا《 داد》اجوما: بلهجونگ کوک: گو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط