اکنون دلم چای میخواهد

اکنون دلم چای میخواهد

با یک رفیق ناب
که بگوییم بنشین
چای بریزم
که کمی مست شویم
که چای را به چای
ببندیم
و گاهی استکان را سر بکشیم
و بگوییم
دلخوش مان کرده
همین دوست داشتنهای بی دلیل
دیدگاه ها (۷۲)

مدتی ستدستُ و پا چُلُفتی شده امحواسم پرت استبا خودکارِ بدون ...

همہ‌ے شهر پر از بوے خـכاست..عابرے ڪَفت ڪہ ایڹ مطلق نادیده ڪج...

گفتا بیا عاشقی کنتلخ استگفتمولی ضرر ندارد

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 16・⁠]⁠ᕗجونگکوک : یه مست احمق...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ¹⁵هر دو مستِ مست رو ...

My professor Part:67 گاهی نگاهمون به هم گره میخورد اما چشماش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط