باز در چهره

باز در چهرهٔ
خاموش خیال

خنده زد چشم گناه آموزت
باز من ماندم و

در غربت دل
حسرت بوسهٔ هستی سوزت
دیدگاه ها (۱)

آدمهاهمیشه خوب را برای یافتن خوب تر رها...

گه نگاهی ز سر ناز کنی عشق بی لب زدنی ساز کنیبی صدا راز زدل ب...

دلم«تو »را میخواهددر میان اینهمه لغاتاینهمه زبانفرهنگ نامه ه...

در دلمآرزوی آمدنت می میردرفته ای اینکاما آیا باز می گردی؟چه ...

🌱🍒ببخش قلب عزیزم ، که پر پرت کردملباس حسرت و غم را ، به پیکر...

تقدیم به محضرِ باسعادت محبوبم:❤🌹 🦋می‌تپد این دل هنوزم از برا...

الفبای دلبری را خوب آموخته ای: کمند زلف بردوش، روسری بر دوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط