به دست غم گرفتارم، بیا ای یار، دستم گیر
به دست غم گرفتارم، بیا ای یار، دستم گیر
به رنج دل سزاوارم، مرا مگذار، دستم گیر
یکی دل داشتم پر خون، شد آن هم از کفم بیرون
چو کار از دست شد بیرون، بیا ای یار، دستم گیر
ز وصلت تا جدا ماندم همیشه در عنا ماندم
از آن دم کز تو واماندم شدم بیمار، دستم گیر
بیاخوش روزگاری میرسد
یاعمر غم سر میرسدیا غمگساری میرسد
به رنج دل سزاوارم، مرا مگذار، دستم گیر
یکی دل داشتم پر خون، شد آن هم از کفم بیرون
چو کار از دست شد بیرون، بیا ای یار، دستم گیر
ز وصلت تا جدا ماندم همیشه در عنا ماندم
از آن دم کز تو واماندم شدم بیمار، دستم گیر
بیاخوش روزگاری میرسد
یاعمر غم سر میرسدیا غمگساری میرسد
- ۴.۰k
- ۲۸ تیر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۴۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط