یادمه بچه که بودم وقتی دستام زخمی می‌شد،

یادمه بچه که بودم وقتی دستام زخمی می‌شد،
مامانم دستامو می‌بوسید تا خوب بشن!
واقعا هم خوب می‌شد؛
زخمِ می‌موند ولی دردش از بین می‌رفت.
حالا کاش می تونستم زخمای قلبتو ببوسم که خوب بشن...
کاش می‌تونستم مرحم بشم برا دردت...
-غمِ چشماشو ببینیُ کاری از دستت برنیاد؛
انصافانه‌س؟! :″)

#فائزه_کاظمی
دیدگاه ها (۱)

😍👐

باورم نیست كه دیگر نشـنوم آواي تويــا نبـينم روی مـاه و قامت...

ترس شیرین. pt.38تیهونگ آروم به دختر نزدیک شد ،از اینکه ه...

ادامه پارت ۲۴↓تهیونگ«وای آخیش تموم شد»جین«خوبی آلینا؟»&اوهمی...

ترس شیرین pt 27آروم آروم چشماشو باز کرد و به دور و برش نگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط