زندگی به سبک شهدا

زندگی به سبک شهدا

💠 خانم زهرا سلطان زاده همسر شهید عبدالمهدی مغفوری در گفتگو با خبرنگار دفاع پرس در کرمان به بیان خاطراتی از این عارف شهید پرداخت.

👕 👞 در روز خواستگاری و آشنایی اول با لباس خاکی وارد شد

🚲 عبدالمهدی با یک موتور با لباس خاک آلود از ماموریت برگشته بود و با همان لباس آمد خانه ما تا از مادرم، من را خواستگاری کند.

👈 مادر و پدرم برای ازدواج من خیلی سخت گیر بودند. شهید در جلسه اول آشنایی که مادرم حضور داشت فقط قرآن  می خواند و مادر از تلاوت او بسیار خوشش آمده بود و به من گفت: آقای مغفوری مرد زندگی است.
〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰
💠 نشستن روی این قالی ها من را از یاد محرومان غافل می کند

💍 وقتی ازدواج کردیم جهیزیه من تقریباً از وسایل قیمتی بودند و شهید مغفوری که متوجه شد از من خواست ظروف، پرده ها و قالی ها را تعویض کنیم.

🏠 با درآوردن پرده های خانه، موافقت کردم. شهید روی قالی های خانه نمی نشست. می گفت:  نشستن روی این قالی ها من را از یاد محرومان غافل می کند..

👈 او یک فرش ساده مانند حصیر تهیه کرده بود و یک گوشه خانه گذاشته بود و زمانی که در خانه بود روی این فرش می نشست.

💯 @hejabzahrai
دیدگاه ها (۱)

مادری که آرزوی پسر پنج‌ساله‌اش را باور نکردآنچه امروز بیش از...

ماه پنبه ای

عشق یک طرفه پارت ۱۰ویو اتصدای زنگ در مثل تازیانه روی اعصابم ...

نامه عاشقانه ( به هلندی : De liefdesbrief ) یک نقاشی ژانر قر...

تمثیل ایمان اثری از یوهانس ورمیر

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

زنی با کوزه آب اثر یوهانس ورمیر

« مردِ خواستنی، زنِ خواهان » ‌ در زمان‌هایی نه‌چندان دور، ...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 1صدای باران آرامی از پشت پنجره‌ی کوچ...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۴)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط