حسودنیستم اما

حسودنیستم اما

وقتی عقربہ ها

راس ساعت صفر

عاشقانہ یڪدیڪَر را

درآغوش می ڪشند

مڹ حس ثانیہ شمارے رادارم

ڪہ ازڪنارآغوش آنها

باحسرت می ڪَذرد .
دیدگاه ها (۱)

خاطراتت صف کشیده اند !یکی پس از دیگری …حتی بعضی هاشان آنقدر ...

چشم هادروغ نمی گویند واین جملهرا آینه تاکسیبهتر از همهفهمیده...

احمقانه ترین اشتباهے کهامکان داردهر آدمےدرزندگے اش بکنداین ا...

خوشبختی مانند تلفن است، اگر دیگران نداشته باشند، به هیچ درد...

پارت

#میشه قلبت رو هک کنم یونگی؟ پارت چهارم ♡ باشنیدن صدای شلیک خ...

چشم در چشم پریسا انداختم و‌گفتم تو را خدا دو دقیقه همین جا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط