مال من باش
مال من باش
Part:18
نشستن توی ماشین سوهو...
ـ خب جئون ، یه ماموریت داری ، فقط من و تو...باید بدون اینکه کسی بفهمه این مرد رو تعقیب کنیم...
ـ باید صبر کنیم تا بیاد بیرون ارباب...
ـ درسته درسته ، حالا ، بگو ببینم چند سالته جئون؟
ـ ۱۷
ـ من ۱۷ سالگی فقط دنبال دعوا بودم..
ـ الانم هستید ارباب
ـ نه بابا؟
ـ آره
ـ بی ادب
بعد از دو ساعت بالاخره جانگ اومد بیرون ، همراه یه مرد نقاب دار...
ـ عکس بگیر جئون ، سریع سریع
ـ گرفتم گرفتم ، بفرمایید ، زوم کنید
ـ صورتش که پیدا نیست...
وقتی عکس روی دستای مرد متوقف شد رنگ از صورت سوهو پرید...
ـ ارباب جوان؟
ـ این امکان نداره...
ـ این انگشتر مال خاندان مین هست...اونا خیلی وقته که مردن ، این کیه...؟
ـ مین؟
ـ رقیب قدیمی کیم ها...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
بعد از رسیدن به عمارت لارا دوید تو اتاقش....
ـ آفرین لارا دمت گرم ، یه روزی اونقدر پولدار میشم که من بشینم هیونا سفارشمو بیاره...اگه بتونم این پرونده رو با سوهو درست جمعش کن پول خوبی میگیرم ، عالیه این...
و با ذوق و شوق خوابید....
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
سوهو توی اتاقش رو تخت لم داده بود...
ـ نه نمیشه اینجوری...باید برم اتاق پرونده ها...
پاشد و رفت توی اتاق پرونده ها ، دنبال اسناد و مدارکی که مربوط به مین هاست...
توی قفسه های قدیمی که رفت دید انگاری لبه دو سه تا پاکت بازه، بی توجه بهشون دنبال اسم Min گشت...
ـ همینه همینه ، پیداش کردم...
پاکت رو باز کرد...
« خانواده مین شامل 12 نفر می باشند»
« خانواده مین در حمله سال 2005 کشته شدند »
ـ همشون مردن که...
چشمش به متن پایین خورد
« پنج آگوست 2005 ، 11 جسد پیدا شده »
ـ مگه دوازده تا نبودن؟ چرا یکیشون نیست؟؟
ادامه دارد...
Part:18
نشستن توی ماشین سوهو...
ـ خب جئون ، یه ماموریت داری ، فقط من و تو...باید بدون اینکه کسی بفهمه این مرد رو تعقیب کنیم...
ـ باید صبر کنیم تا بیاد بیرون ارباب...
ـ درسته درسته ، حالا ، بگو ببینم چند سالته جئون؟
ـ ۱۷
ـ من ۱۷ سالگی فقط دنبال دعوا بودم..
ـ الانم هستید ارباب
ـ نه بابا؟
ـ آره
ـ بی ادب
بعد از دو ساعت بالاخره جانگ اومد بیرون ، همراه یه مرد نقاب دار...
ـ عکس بگیر جئون ، سریع سریع
ـ گرفتم گرفتم ، بفرمایید ، زوم کنید
ـ صورتش که پیدا نیست...
وقتی عکس روی دستای مرد متوقف شد رنگ از صورت سوهو پرید...
ـ ارباب جوان؟
ـ این امکان نداره...
ـ این انگشتر مال خاندان مین هست...اونا خیلی وقته که مردن ، این کیه...؟
ـ مین؟
ـ رقیب قدیمی کیم ها...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
بعد از رسیدن به عمارت لارا دوید تو اتاقش....
ـ آفرین لارا دمت گرم ، یه روزی اونقدر پولدار میشم که من بشینم هیونا سفارشمو بیاره...اگه بتونم این پرونده رو با سوهو درست جمعش کن پول خوبی میگیرم ، عالیه این...
و با ذوق و شوق خوابید....
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
سوهو توی اتاقش رو تخت لم داده بود...
ـ نه نمیشه اینجوری...باید برم اتاق پرونده ها...
پاشد و رفت توی اتاق پرونده ها ، دنبال اسناد و مدارکی که مربوط به مین هاست...
توی قفسه های قدیمی که رفت دید انگاری لبه دو سه تا پاکت بازه، بی توجه بهشون دنبال اسم Min گشت...
ـ همینه همینه ، پیداش کردم...
پاکت رو باز کرد...
« خانواده مین شامل 12 نفر می باشند»
« خانواده مین در حمله سال 2005 کشته شدند »
ـ همشون مردن که...
چشمش به متن پایین خورد
« پنج آگوست 2005 ، 11 جسد پیدا شده »
ـ مگه دوازده تا نبودن؟ چرا یکیشون نیست؟؟
ادامه دارد...
- ۳۵۲
- ۱۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط