دلنوشته...

دلنوشته...
چه تلخ ودردناک است روزی رسد که
فریاد یک زن تبدیل شود به سکوت...
و
کلامش... به بغض...
آن زمان است که دگر هیچ مردی نخواهد توانست
خود راشاهزاده ی قصه ی زندگی او بداند...
که او خود... با چشمان غمگین خویش... راوی تمام قصه های تلخ وشیرین زمانه ...خواهد شد...
و باید... ساعتها سکوت کرد و
به روایت چشمانش فقط
گوش سپرد...!
دیدگاه ها (۳)

+ چرا اُتاقت همیشه سردِ؟- واقعا؟+ آره انگار سردخونَستـ- خب م...

بُزُرگتَریڹ اِشتِباهِت ایڹ بودڪفِڪر مۍڪَردۍمَڹبَراۍ هَمیشِهص...

⇔وای بـــر ِمــــــن√√⇔که هــــر شـــب بـــی اخــــتیـــار√...

...

​ما، اسیرانِ این نقاب‌های زیبا هستیم؛ محکومیم که در اوجِ شکس...

آوا با هق‌هقی که سینه‌اش را می‌درید دست‌های آهنین جونگکوک را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط