صبحی که با تپش عشقمان آغاز میشود
صبحی که با تپش عشقمان آغاز میشود
آسمان، زمین را چشمک میزند
ابر، لبهای باران را میبوسد
و شبنم
روی لطیف ترین گل جنگل
به خواب میرود
نمیشود حال خوب شهر را کتمان کرد
وقتی
تو هستی
من هستم
و حرف هایت قلبم را در آغوش میکشد
و حرف هایم چشمانت را نوازش میدهد
عزیزم
من به صبحی که با تو آغاز میشود
ایمان دارم
الهی فدات یشم...بددد دوووستت دارم.. دردت به تنم.. عمرم..
آسمان، زمین را چشمک میزند
ابر، لبهای باران را میبوسد
و شبنم
روی لطیف ترین گل جنگل
به خواب میرود
نمیشود حال خوب شهر را کتمان کرد
وقتی
تو هستی
من هستم
و حرف هایت قلبم را در آغوش میکشد
و حرف هایم چشمانت را نوازش میدهد
عزیزم
من به صبحی که با تو آغاز میشود
ایمان دارم
الهی فدات یشم...بددد دوووستت دارم.. دردت به تنم.. عمرم..
- ۱.۳k
- ۱۶ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط