سیہ پوشیده ام امشب برایش

سیہ پوشیده ام امشب برایش

خودش نہ ڪہ، براے ردِ پایش

براے خاطراتےڪہ عذاب است
براے آنهمہ عڪس وصدایش

فراموشش بڪن ﺍے دﻝ

ڪہ من هم
سیہ پوشیدم از امشب برایش
دیدگاه ها (۱)

ادامه پارت ۱۹صبح روز بعد.ات وارد شرکت شد.اما چیزی عجیب بود.ج...

پارت ۲۳ — فاصلهچند هفته‌ی بعد، واقعاً کمتر همدیگر را دیدند.ی...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم

پارت هجدهم | اعترافی که ناتمام مانددو روز...دو روز بود که لی...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

پارت ۲۶صبحآن صبح هوا بیرون روشن و صاف بود، ولی توی خانه یک ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط