زمستان را

زمستان را
به خاطر چتری دوست دارم
که سرپناهش را در باران
قسمت می‌کنی با من
و هر قدر هم که گرم بپوشی
یقین دارم باز در صف خلوت سینما خود را
دلبرانه می‌چسبانی به من
هنوز باورم نمی‌شود
که سال به سال
چشم به راه زمستانی می‌نشینم
که سال به سال چشم دیدنش را نداشته‌ام

عباس صفاری
دیدگاه ها (۵)

ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎﺵ..ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺒﯿﻨﯽ!ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ...

نشود فاش کسی آنچه میان من و توستتا اشارات نظر نامه رسان من ت...

پشت این پنجره باران قشنگی ست گلم حال من حال پریشان قشنگی ست ...

خبرِ خیرِ تو از نقل رفیقان سخت استحفظ حالات من و طعنه‌ی آنان...

🏰 قصر تاریکیقسمت ۵: نشان تاریکیباران آرام‌تر شده بود…اما درد...

دو قطب مخالف💙🧡پارت سوم✨️💫# قسمت ۳: «اولین رقابت» 🔥❄️**صحنه ۱...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط